aviating

[ایالات متحده]/ˈævɪeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/əˈveɪˌteɪ.ɪŋ/

ترجمه

v. پرواز کردن یک هواپیما؛ اداره یا هدایت یک هواپیما؛ سوار شدن در یک هواپیما.

عبارات و ترکیب‌ها

aviating through turbulence

پرواز در میان تلاطم

جملات نمونه

the pilot is aviating the aircraft smoothly through the clouds.

خلبان به طور روان هواپیما را در میان ابرها هدایت می‌کند.

aviating requires a deep understanding of aerodynamics.

هواپرواز به درک عمیق از آیرودینامیک نیاز دارد.

she enjoys aviating on weekends to relieve stress.

او از هواپرواز در آخر هفته‌ها برای رفع استرس لذت می‌برد.

aviating at high altitudes can be challenging.

هواپرواز در ارتفاعات بالا می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

he is aviating his drone over the scenic landscape.

او پهپاد خود را بر فراز منظره زیبا هدایت می‌کند.

many students dream of aviating for commercial airlines.

بسیاری از دانش‌آموزان رویای هواپرواز برای خطوط هوایی تجاری را دارند.

aviating requires focus and quick decision-making.

هواپرواز به تمرکز و تصمیم‌گیری سریع نیاز دارد.

she took lessons on aviating to fulfill her childhood dream.

او برای تحقق رویای دوران کودکی خود، درس‌های هواپرواز را گذراند.

aviating in bad weather can be risky.

هواپرواز در هوای بد می‌تواند خطرناک باشد.

he has a passion for aviating and exploring new horizons.

او شور و اشتیاقی برای هواپرواز و کشف افق‌های جدید دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید