flying

[ایالات متحده]/'flaɪɪŋ/
[بریتانیا]/'flaɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در هوا
n. عمل حرکت در هوا
v. حرکت کردن در هوا

عبارات و ترکیب‌ها

flying high

پرواز بالا

flying solo

پرواز انفرادی

flying colors

با موفقیت

flying fish

ماهی پرنده

flying start

شروع قوی

flying over

بالای

flying shear

قیچی پرنده

flying saucer

ماشه پرنده

with flying colors

با موفقیت

flying kites

بالا بردن بادبادک

flying dust

گرد و غبار پرنده

flying saw

اره پرنده

flying machine

ماشین پرنده

kite flying

بالا بردن بادبادک

flying colours

با موفقیت

high flying

بالا پرواز

flying squirrel

سنجاب پرنده

flying fox

خفاش پرنده

flying boat

کشتی پرنده

flying range

محدوده پرواز

flying dutchman

هلندی پرنده

جملات نمونه

The flying bird soared high in the sky.

پرنده در حال پرواز در ارتفاع بالا در آسمان به پرواز درآمد.

She enjoyed the feeling of flying through the clouds.

او از حس پرواز در میان ابرها لذت برد.

The pilot demonstrated his flying skills during the airshow.

خلبان مهارت های پرواز خود را در نمایش هوایی به نمایش گذاشت.

The flying instructor taught the students how to control the aircraft.

مربی پرواز به دانشجویان آموزش داد که چگونه هواپیما را کنترل کنند.

The flying squirrel glided effortlessly from tree to tree.

سنجاب پرنده به راحتی از درخت به درخت سر خورد.

The flying trapeze artists amazed the audience with their daring stunts.

هنرمندان طناب‌باز با حرکات نمایشی جسورانه خود مخاطبان را شگفت زده کردند.

The flying fish leaped out of the water and glided gracefully through the air.

ماهی پرنده از آب بیرون پرید و به طور ظریف در هوا سر خورد.

The flying carpet in the story could transport people to far-off lands.

فرش پرنده در داستان می توانست افراد را به سرزمین های دوردست منتقل کند.

The flying saucer in the movie was a symbol of extraterrestrial life.

شمشیر پرنده در فیلم نمادی از حیات فرازمینی بود.

The flying foxes hung upside down in the trees during the day.

خفاش های پرنده در طول روز از ته درخت آویزان بودند.

نمونه‌های واقعی

Objects are literally flying out of it.

اشیاء به طور واقعی از آن خارج می شوند.

منبع: CNN Selected August 2015 Collection

Suddenly we saw something very bright flying through the sky.

ناگهان ما چیزی بسیار درخشان را دیدیم که در آسمان پرواز می کرد.

منبع: Shanghai Education Oxford Edition Junior High School English Grade 8 Volume 2

So, where are you flying in from?

پس، از کجا میایید؟

منبع: EnglishPod 91-180

But he also apparently did some stunts while he was flying.

اما او همچنین در حالی که پرواز می کرد، به طور ظاهری کارهای خطرناکی انجام داد.

منبع: NPR News August 2018 Compilation

What's happening ? Why am I not flying?

چه خبر است؟ چرا من پرواز نمی کنم؟

منبع: Aesop's Fables for Children

Very big when your hair is flying everywhere.

خیلی بزرگ وقتی موهایتان همه جا در حال پرواز است.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

Now they were almost flying over the ground.

حالا آنها تقریباً در حال پرواز بر فراز زمین بودند.

منبع: Alice's Adventures in Wonderland (Simplified Version)

Hundreds of butterflies will soon be flying here.

صدها پروانه به زودی در اینجا پرواز خواهند کرد.

منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)

The huge planes have been flying since 1969.

این هواپیماهای بزرگ از سال 1969 در حال پرواز هستند.

منبع: AP Listening Collection February 2023

No. And she isn't flying her kite.

نه. و او بادبادکش را پرواز نمی دهد.

منبع: Kid's Box 2 text

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید