aviatrix

[ایالات متحده]/ˌævɪˈætriːks/
[بریتانیا]/ˌævɪˈæt rɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنی که هواپیماها را پرواز می‌دهد؛ یک خلبان زن یا زن هواپیما.؛ زنی که در پرواز مهارت دارد، به ویژه کسی که به خاطر پروازهایش مشهور است.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

inspire future aviatrices

الهام بخش خلبانان زن آینده

skilled aviatrix pilot

خلبان زن ماهر

early aviatrix pioneers

پیشگامان زن خلبان در اوایل

a legendary aviatrix

یک خلبان زن افسانه‌ای

courageous aviatrix pilot

خلبان زن شجاع

aviatrix in history

خلبان زن در تاریخ

جملات نمونه

the young aviatrix soared through the clouds with confidence.

خلبان جوان با اعتماد به نفس از میان ابرها پرواز کرد.

she dreamed of becoming an aviatrix since childhood.

او از دوران کودکی رویای خلبان شدن را داشت.

the aviatrix navigated the aircraft with skill.

خلبان با مهارت هواپیما را هدایت کرد.

many aviatrixes have made significant contributions to aviation history.

بسیاری از خلبانان زن مشارکت‌های قابل توجهی در تاریخ هوانوردی داشته‌اند.

the documentary featured the life of a pioneering aviatrix.

فیلم مستند زندگی یک خلبان پیشگام را به تصویر کشید.

as an aviatrix, she inspired many young girls to pursue their dreams.

به عنوان یک خلبان، او الهام بخش بسیاری از دختران جوان برای دنبال کردن رویاهایشان بود.

the aviatrix participated in a challenging air race.

خلبان در یک مسابقه هوایی چالش برانگیز شرکت کرد.

her achievements as an aviatrix were celebrated at the awards ceremony.

دستاوردهای او به عنوان یک خلبان در مراسم اهدای جوایز مورد تجلیل قرار گرفت.

the aviatrix shared her experiences at a local school.

خلبان تجربیات خود را در یک مدرسه محلی به اشتراک گذاشت.

being an aviatrix requires dedication and training.

خلبان بودن نیاز به تعهد و آموزش دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید