avidities

[ایالات متحده]/ˈævɪdɪtiz/
[بریتانیا]/ˈævɪdɪˌtiːz/

ترجمه

n. تمایلات شدید یا علایق قوی؛ اشتیاق برای چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

avidities for knowledge

اشتیاق برای دانش

pursuit of avidities

دنبال کردن اشتیاق‌ها

indulge in avidities

خود را در اشتیاق‌ها غرق کردن

quench one's avidities

خاموش کردن اشتیاق‌های خود

overcoming avidities

غلبه بر اشتیاق‌ها

control one's avidities

کنترل اشتیاق‌های خود

manifestations of avidities

تظاهرات اشتیاق‌ها

unleashing one's avidities

آزاد کردن اشتیاق‌های خود

جملات نمونه

her avidities for knowledge led her to pursue multiple degrees.

اشتیاق او به دانش او را به دنبال کردن مدارک متعدد سوق داد.

he has many avidities, including art, music, and literature.

او اشتیاق‌های زیادی دارد، از جمله هنر، موسیقی و ادبیات.

the avidities of the children were evident in their curiosity.

اشتیاق‌های کودکان در کنجکاوی آنها آشکار بود.

her avidities for travel have taken her to many countries.

اشتیاق او به سفر او را به بسیاری از کشورها برده است.

the avidities of the students were encouraged by their teachers.

اشتیاق‌های دانش‌آموزان توسط معلمان آنها تشویق شد.

his avidities for sports made him a well-rounded athlete.

اشتیاق او به ورزش او را به یک ورزشکار کامل تبدیل کرد.

she pursued her avidities with great enthusiasm and dedication.

او اشتیاق‌های خود را با شور و تعهد فراوان دنبال کرد.

understanding her avidities helped her choose the right career.

درک اشتیاق‌های او به او کمک کرد تا شغل مناسبی را انتخاب کند.

his avidities often lead him to new and exciting experiences.

اشتیاق‌های او اغلب او را به تجربیات جدید و هیجان‌انگیز سوق می‌دهد.

exploring her avidities allowed her to discover her true passions.

کاوش در اشتیاق‌های او به او اجازه داد تا اشتیاق‌های واقعی خود را کشف کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید