longings

[ایالات متحده]/ˈlɒŋɪŋz/
[بریتانیا]/ˈlɔːŋɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آرزوها یا تمایلات شدید

عبارات و ترکیب‌ها

unfulfilled longings

اشتیاق‌های برآورده نشده

deep longings

اشتیاق‌های عمیق

yearning longings

اشتیاق‌های سوزان

hidden longings

اشتیاق‌های پنهان

longings for home

اشتیاق برای خانه

longings for love

اشتیاق برای عشق

unspoken longings

اشتیاق‌های بیان نشده

nostalgic longings

اشتیاق‌های نوستالژیک

spiritual longings

اشتیاق‌های معنوی

longings for freedom

اشتیاق برای آزادی

جملات نمونه

her longings for adventure led her to travel the world.

اشتیاق او برای ماجراجویی او را به سفر در سراسر جهان سوق داد.

he expressed his longings through his art.

او اشتیاق خود را از طریق هنر خود بیان کرد.

they shared their longings for a better future.

آنها اشتیاق خود را برای آینده ای بهتر با یکدیگر به اشتراک گذاشتند.

longings can sometimes lead to great inspiration.

اشتیاق گاهی اوقات می تواند منجر به الهام بزرگ شود.

her longings often kept her awake at night.

اشتیاق او اغلب او را تا دیروقت بیدار نگه می داشت.

he found solace in writing about his longings.

او در نوشتن در مورد اشتیاق خود آرامش یافت.

their longings for connection brought them together.

اشتیاق آنها برای ارتباط آنها را به هم نزدیک کرد.

longings can reveal our deepest desires.

اشتیاق می تواند آرزوهای عمیق ما را آشکار کند.

she often daydreamed about her longings being fulfilled.

او اغلب در مورد تحقق یافتن اشتیاق خود رویایی می دید.

his longings for home grew stronger with each passing day.

اشتیاق او برای خانه با گذشت هر روز قوی تر می شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید