avidity

[ایالات متحده]/ə'vidəti/
[بریتانیا]/əˈvɪdɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشتیاق، تمایل شدید؛ فعالیت

عبارات و ترکیب‌ها

eager avidity

اشتیاق شدید

avidity for knowledge

اشتیاق برای دانش

avidity for success

اشتیاق برای موفقیت

جملات نمونه

She has an avidity for reading novels.

او اشتیاق زیادی برای خواندن رمان دارد.

His avidity for adventure led him to travel to remote places.

اشتیاق او برای ماجراجویی باعث شد به مکان های دورافتاده سفر کند.

The team's avidity for victory drove them to train harder.

اشتیاق تیم برای پیروزی باعث شد سخت تر تمرین کنند.

Her avidity for learning new languages is impressive.

اشتیاق او برای یادگیری زبان های جدید قابل تحسین است.

The avidity of the fans for the band's music is evident in their sold-out concerts.

اشتیاق طرفداران برای موسیقی گروه در کنسرت های پرفروش آنها آشکار است.

His avidity for collecting rare coins knows no bounds.

اشتیاق او برای جمع آوری سکه های کمیاب حد و حدی ندارد.

The author's avidity for storytelling shines through in his captivating novels.

اشتیاق نویسنده برای داستان سرایی در رمان های جذاب او به خوبی نمایان است.

The avidity of the audience for the play was evident in their standing ovation.

اشتیاق مخاطبان برای تئاتر در تشویق ایستاده آنها آشکار بود.

His avidity for success pushes him to work long hours.

اشتیاق او برای موفقیت او را به ساعت های طولانی کار سوق می دهد.

The avidity of the students for knowledge was inspiring to see.

اشتیاق دانش آموزان برای دانش الهام بخش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید