awaited

[ایالات متحده]/əˈweɪtɪd/
[بریتانیا]/əˈweɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. انتظار می‌رفت یا به آن امید داشت؛ پیش‌بینی شده

عبارات و ترکیب‌ها

long-awaited meeting

دیدار مورد انتظار

the awaited outcome

نتیجه مورد انتظار

awaited response

پاسخ مورد انتظار

the awaited arrival

ورود مورد انتظار

eagerly awaited news

اخبار مورد انتظار با اشتیاق

awaited announcement

اعلامیه مورد انتظار

the long-awaited day

روز مورد انتظار طولانی

جملات نمونه

the long-awaited movie finally premiered last night.

فیلم بسیار منتظر شده، شب گذشته بالاخره اکران شد.

she had awaited this moment for years.

او سال‌ها منتظر این لحظه بود.

after a long wait, the results were finally awaited.

پس از یک انتظار طولانی، نتایج بالاخره منتظر بودند.

the awaited announcement brought joy to the community.

اعلامیه‌ای که منتظر بودند، شادی را برای جامعه به ارمغان آورد.

he awaited her response with great anticipation.

او با اشتیاق فراوان منتظر پاسخ او بود.

the awaited reunion was filled with laughter and tears.

دیدار مجدد مورد انتظار پر از خنده و اشک بود.

they awaited the arrival of spring with open arms.

آنها با ذراعت باز منتظر رسیدن بهار بودند.

the awaited package finally arrived at her doorstep.

بسته مورد انتظار بالاخره به در خانه او رسید.

after months of preparation, the awaited event was a success.

پس از ماه‌های آماده‌سازی، رویداد مورد انتظار موفقیت‌آمیز بود.

he awaited the outcome of the game anxiously.

او با اضطراب منتظر نتیجه بازی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید