awakes

[ایالات متحده]/əˈweɪks/
[بریتانیا]/əˈweɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آگاه یا هوشیار شدن؛ آگاه کردن کسی از چیزی.

جملات نمونه

the baby awakes from its nap.

نوزاد از خواب بیدار می‌شود.

she awakes to the sound of birds singing.

او با صدای پرندگان که آواز می‌خوانند، از خواب بیدار می‌شود.

he awakes early every morning to exercise.

او هر روز صبح زود برای ورزش از خواب بیدار می‌شود.

the city awakes as the sun rises.

همزمان با طلوع خورشید، شهر از خواب بیدار می‌شود.

she awakes feeling refreshed and ready for the day.

او با احساس تازگی و آمادگی برای روز از خواب بیدار می‌شود.

he awakes with a sense of purpose.

او با حس هدفمندی از خواب بیدار می‌شود.

as winter ends, nature awakes from its slumber.

همانطور که زمستان به پایان می‌رسد، طبیعت از خواب زمستانی خود بیدار می‌شود.

the child awakes in the middle of the night.

کودک در نیمه شب از خواب بیدار می‌شود.

she awakes with a smile on her face.

او با لبخند روی صورتش از خواب بیدار می‌شود.

the artist awakes inspiration from his dreams.

هنرمند الهام را از رویاهای خود بیدار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید