awfully tired
بسیار خسته
awfully cold
بسیار سرد
awfully sorry
بسیار متاسفم
He was awfully tired after working all day.
او بعد از یک روز کار فوق العاده خسته بود.
She felt awfully nervous before the job interview.
او قبل از مصاحبه شغلی فوق العاده مضطرب احساس کرد.
The weather was awfully hot during the summer.
هوا در طول تابستان فوق العاده گرم بود.
I'm awfully sorry for the mistake I made.
من بابت اشتباهی که مرتکب شدم فوق العاده متاسفم.
The movie was awfully boring, I fell asleep halfway through.
فیلم فوق العاده خسته کننده بود، در وسط آن چرت زدم.
She was awfully kind to offer her help.
او فوق العاده مهربان بود که پیشنهاد کمک داد.
The food at that restaurant was awfully delicious.
غذا در آن رستوران فوق العاده خوشمزه بود.
He was awfully close to missing the train.
او خیلی نزدیک به از دست دادن قطار بود.
I feel awfully lost in this new city.
من در این شهر جدید فوق العاده گم احساس می کنم.
The news of the accident was awfully shocking.
خبر حادثه فوق العاده تکان دهنده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید