terribly upset
بسیار ناراحت
terribly sorry
بسیار متاسفم
terribly cold
بسیار سرد
terribly late
بسیار دیر
terribly nervous
بسیار عصبی
It is terribly hot.
هوای وحشتناک گرما بود.
a terribly clumsy fellow.
یک مرد به طرز وحشتناکی دست و پا چلفتی.
he is terribly distraught.
او به شدت پریشان است.
it was all terribly frustrating.
همه آن ها به طرز وحشتناکی ناامید کننده بودند.
this part of the Mediterranean is terribly overfished.
این بخش از دریای مدیترانه به شدت مورد صید قرار گرفته است.
The police station was terribly mobbed.
ایستگاه پلیس به طرز وحشتناکی شلوغ بود.
she was terribly alone and exposed.
او به طرز وحشتناکی تنها و در معرض خطر بود.
I'm terribly pressed for time.
من به شدت برای زمان تحت فشار هستم.
you were terribly unkind to her.
شما به طرز وحشتناکی با او مهربان نبودید.
Terribly sorry, old chap!
بسیار متاسفم، آقای محترم!
He looks terribly grave.
او به طرز وحشتناکی جدی به نظر می رسد.
He is terribly ashamed of what he did.
او به شدت از کاری که انجام داده شرمنده است.
It was terribly hot and I started to feel strange.
هوای وحشتناک گرما بود و من شروع به احساس عجیب و غریب کردم.
I thought him terribly ungainly when he danced.
وقتی می رقصید، او را به طرز وحشتناکی نامناسب می دانستم.
I'm terribly grateful to you for all your help.
من به خاطر تمام کمک هایتان فوق العاده سپاسگزارم.
After her husband’s death she felt terribly alone.
پس از مرگ همسرش، او به طرز وحشتناکی احساس تنهایی کرد.
The mixture of alcohol and medicine affects her terribly.
ترکیب الکل و دارو به طرز وحشتناکی بر او تأثیر میگذارد.
منبع: VOA Special October 2018 CollectionThey oftentimes procrastinate so terribly that they have done nothing before they go to bed.
آنها اغلب به شدت به تعویق می اندازند که قبل از خوابیدن هیچ کاری انجام نمی دهند.
منبع: 50 Sample Essays for English Major Level 8 Exam MemorizationI understand. You must miss your father terribly.
من می فهمم. شما حتماً پدرتان را به طرز وحشتناکی از دست داده اید.
منبع: Volume 4This frightened Bunnyboy terribly, and he started running again.
این موضوع باعث ترس وحشتناک بانیبوی شد و او دوباره شروع به دویدن کرد.
منبع: American Elementary School English 4Women's work remains terribly, terribly important.
کار زنان به طرز وحشتناکی، به طرز وحشتناکی مهم باقی می ماند.
منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)Oh, I miss you terribly. Our family never seems to be together.
اوه، من به طرز وحشتناکی دلتنگت هستم. به نظر نمی رسد خانواده ما هرگز دور هم باشند.
منبع: Mozart's Fantastical JourneyAnd I shall suffer so terribly, Vera, because you never, never will love me.
و من به طرز وحشتناکی رنج خواهم کشید، ورا، زیرا شما هرگز، هرگز عاشق من نخواهید شد.
منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 3Ah well, they're what's left after something's been broken up terribly.
آه، خوب، آنها چیزی هستند که بعد از اینکه چیزی به طرز وحشتناکی شکسته شده است، باقی مانده است.
منبع: Grandparents' Vocabulary LessonBut if you knew how terribly queer he was!
اما اگر می دانستید چقدر عجیب و غریب بود!
منبع: Brave New WorldMy seat is in the balcony. I'm terribly sorry.
صندلی من در گالری است. من خیلی متاسفم.
منبع: Past English CET-4 Listening Test Questions (with translations)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید