awfulnesses

[ایالات متحده]/ˈɔːfnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈɑːfənəsiz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بد بودن؛ ناراحتی یا بدی شدید.

جملات نمونه

we must confront the awfulnesses of war.

ما باید با بدی‌های جنگ روبرو شویم.

his stories highlighted the awfulnesses of poverty.

داستان‌های او بر بدی‌های فقر تاکید داشتند.

awfulnesses in life can lead to personal growth.

بدی‌های زندگی می‌تواند منجر به رشد شخصی شود.

she wrote about the awfulnesses of climate change.

او در مورد بدی‌های تغییرات آب و هوایی نوشت.

documentaries often reveal the awfulnesses of exploitation.

مستندها اغلب بدی‌های استثمار را نشان می‌دهند.

we need to address the awfulnesses of discrimination.

ما باید به بدی‌های تبعیض رسیدگی کنیم.

awfulnesses in history remind us to be vigilant.

بدی‌های تاریخی به ما یادآوری می‌کند که هوشیار باشیم.

art can express the awfulnesses of human experience.

هنر می‌تواند بدی‌های تجربه انسانی را بیان کند.

the awfulnesses of addiction affect many families.

بدی‌های اعتیاد بر بسیاری از خانواده‌ها تأثیر می‌گذارد.

we must not ignore the awfulnesses of injustice.

ما نباید بدی‌های بی‌عدالتی را نادیده بگیریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید