axillas

[ایالات متحده]/ˈækʃɪlə/
[بریتانیا]/akˈsɪl.ə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ناحیه زیر بازو؛ زیر بغل.

عبارات و ترکیب‌ها

axillary lymph node

غدد لنفاوی زیر بغل

axillary dissection

نمودار زیر بغل

axillary region

منطقه زیر بغل

axilla pain

درد زیر بغل

axillary vein

ورید زیر بغل

axillary artery

شریان زیر بغل

axillary hair

موهای زیر بغل

axilla sweating

تعریق زیر بغل

axillary skin

پوست زیر بغل

axilla injury

آسیب زیر بغل

جملات نمونه

the axilla is an important area for lymph node examination.

اکسیلا ناحیه ای مهم برای بررسی غدد لنفاوی است.

in anatomy, the axilla refers to the armpit region.

در آناتومی، اکسیلا به ناحیه زیر بغل اشاره دارد.

swelling in the axilla can indicate an underlying health issue.

تورم در اکسیلا می تواند نشان دهنده یک مشکل سلامتی زمینه‌ای باشد.

proper hygiene in the axilla is essential to prevent odor.

بهداشت مناسب در اکسیلا برای جلوگیری از بوی بد ضروری است.

some people may experience hair growth in the axilla.

برخی افراد ممکن است رشد مو در اکسیلا را تجربه کنند.

during a physical exam, the doctor checks the axilla for abnormalities.

در طول معاینه فیزیکی، پزشک اکسیلا را برای بررسی هرگونه ناهنجاری بررسی می کند.

axillary temperature can be measured for fever assessment.

دمای زیر بغل را می توان برای ارزیابی تب اندازه گیری کرد.

the axilla contains several important blood vessels and nerves.

اکسیلا حاوی چندین رگ خونی و اعصاب مهم است.

injuries to the axilla can affect arm movement.

آسیب به اکسیلا می تواند بر حرکت دست تأثیر بگذارد.

axillary lymph nodes play a role in the immune response.

غدد لنفاوی زیر بغل در پاسخ ایمنی نقش دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید