pits

[ایالات متحده]/pɪts/
[بریتانیا]/pɪts/

ترجمه

v.سوم شخص مفرد فعل "pit" به معنای علامت‌گذاری با گودال یا حفره
n.گودال‌ها یا حفره‌ها در زمین

عبارات و ترکیب‌ها

pit stop

توقف مسابقه

pit bull

بولداگ آمریکایی

pit falls

اشکالات

coal pits

گودال‌های زغال سنگ

pit crew

تیم تعمیرات

pit worker

کارگر معدن

pit view

نمای گودال

pitted surface

سطح فرورفته

pitting them

در حال فرورفتن آنها

pit against

مقابله با گودال

جملات نمونه

the old mine was full of dangerous pits.

معدن قدیمی پر از گودال‌های خطرناک بود.

we fell into a deep pit while hiking.

در حالی که پیاده‌روی می‌کردیم، به داخل یک گودال عمیق افتادیم.

the construction crew filled in the pits with gravel.

گروه ساختمانی گودال‌ها را با سنگ‌ریزه پر کرد.

he warned us about the pitfalls of the project.

او ما را در مورد مشکلات احتمالی پروژه آگاه کرد.

the fruit had a pit inside that needed removing.

میوه یک هسته در داخل داشت که نیاز به خارج کردن داشت.

they dug pits to plant the young trees.

آنها گودال‌هایی برای کاشت درختان جوان حفر کردند.

the stadium had several large parking pits.

استادیوم چندین گودال پارکینگ بزرگ داشت.

avoid the pitfalls of online shopping.

از مشکلات خرید آنلاین اجتناب کنید.

the road was riddled with potholes and pits.

جاده پر از گودال و حفره بود.

we escaped from the pit after hours of struggle.

بعد از ساعت‌ها تلاش، از گودال خارج شدیم.

the orchard was full of apple pits.

باغ پر از هسته‌های سیب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید