axones

[ایالات متحده]/æksɔn;-səun/
[بریتانیا]/æksɔn;-səun/

ترجمه

n.(آناتومی) یک پروژکشن بلند و باریک از یک سلول عصبی که پالس‌های الکتریکی را از بدن سلول نورون هدایت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

axones transmission

انتقال‌اکسون

axones and synapses

اکسون‌ها و سیناپس‌ها

study of axones

مطالعه اکسون‌ها

axones regeneration

بازسازی اکسون‌ها

damage to axones

آسیب به اکسون‌ها

axones communication

ارتباط اکسون‌ها

axones length variation

تغییرات طول اکسون‌ها

axones and neurons

اکسون‌ها و نورون‌ها

جملات نمونه

axones transmit signals between neurons.

آکسون‌ها سیگنال‌ها را بین نورون‌ها منتقل می‌کنند.

the length of axones can affect nerve signal speed.

طول آکسون‌ها می‌تواند بر سرعت سیگنال عصبی تأثیر بگذارد.

damage to axones can lead to neurological disorders.

آسیب به آکسون‌ها می‌تواند منجر به اختلالات عصبی‌شناختی شود.

axones are essential for communication in the nervous system.

آکسون‌ها برای ارتباط در سیستم عصبی ضروری هستند.

researchers study axones to understand brain function.

محققان آکسون‌ها را برای درک عملکرد مغز مطالعه می‌کنند.

myelinated axones increase the speed of signal transmission.

آکسون‌های پوشیده از میلین سرعت انتقال سیگنال را افزایش می‌دهند.

axones can regenerate after injury in some cases.

در برخی موارد، آکسون‌ها می‌توانند پس از آسیب‌دیدگی بازسازی شوند.

different types of axones serve various functions.

انواع مختلفی از آکسون‌ها عملکردهای مختلفی دارند.

axones connect sensory receptors to the brain.

آکسون‌ها گیرنده‌های حسی را به مغز متصل می‌کنند.

understanding axones is crucial for neuroscience.

درک آکسون‌ها برای علوم اعصاب بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید