synapse

[ایالات متحده]/'saɪnæps/
[بریتانیا]/'saɪnæps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختاری که نورون‌ها را برای انتقال سیگنال‌ها متصل می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

neural synapse

هم‌گرایی عصبی

chemical synapse

هم‌گرایی شیمیایی

electrical synapse

هم‌گرایی الکتریکی

جملات نمونه

The tectospinal, vestibulospinal and reticulospinal descend ipsilaterally in the anterior column, but do not synapse across the anterior white commissure.

Tectospinal، vestibulospinal و reticulospinal به صورت ipsilateral در ستون قدامی پایین می روند، اما در anterior white commissure synapse نمی کنند.

There were detestably close synapses between homologous chromosomes during thellateprophase and early metaphase in mitosis of somatic cells.

در طول مرحله‌ی انتهایی پروفاز و متافاز اولیه در میوز سلول‌های سوماتیک، سیناپس‌های به طرز زننده‌ای نزدیک بین کروموزوم‌های همولوگ وجود داشت.

The synapse is a junction between two nerve cells.

سیناپس یک اتصال بین دو سلول عصبی است.

Neurotransmitters play a crucial role in transmitting signals across synapses.

انتقال‌دهنده‌های عصبی نقش حیاتی در انتقال سیگنال‌ها در سراسر سیناپس‌ها ایفا می‌کنند.

Communication between neurons occurs at synapses.

ارتباط بین نورون‌ها در سیناپس‌ها رخ می‌دهد.

Dysfunction in synapses can lead to neurological disorders.

اختلال در سیناپس‌ها می‌تواند منجر به اختلالات عصبی شود.

Synaptic pruning is a process of eliminating weaker synapses.

هرس سیناپسی فرایندی برای حذف سیناپس‌های ضعیف‌تر است.

Long-term potentiation is a mechanism for strengthening synapses.

تقویت پتانسیل طولانی‌مدت مکانیسمی برای تقویت سیناپس‌ها است.

The brain forms new synapses in response to experiences.

مغز در پاسخ به تجربیات سیناپس‌های جدیدی تشکیل می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید