babee

[ایالات متحده]/ˈbæbiː/
[بریتانیا]/ˈbeɪbi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نوزاد یا کودک کوچک.
Word Forms
جمعbabees

عبارات و ترکیب‌ها

my little babee

بچه کوچولوی من

my sweet babee

بچه شیرین من

جملات نمونه

hey babee, do you want to go out tonight?

بای بی، مایل هستی امشب بیرون برویم؟

babee, i can't wait to see you again.

بای بی، نمی‌توانم صبر کنم دوباره تو را ببینم.

can you help me with this, babee?

می‌توانی در این مورد به من کمک کنی، بای بی؟

babee, you make me so happy.

بای بی، تو مرا خیلی خوشحال می‌کنی.

let's take a trip together, babee.

بیایید با هم یک سفر کنیم، بای بی.

babee, you look stunning today!

بای بی، امروز خیلی زیبا به نظر می‌رسی!

what do you want for dinner, babee?

برای شام چه می‌خواهی، بای بی؟

babee, i appreciate everything you do for me.

بای بی، از همه کارهایی که برایم انجام می‌دهی قدردانی می‌کنم.

can we talk later, babee?

می‌توانیم بعداً صحبت کنیم، بای بی؟

babee, you're my favorite person.

بای بی، تو مورد علاقه من هستی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید