babyhood

[ایالات متحده]/ˈbeɪbɪˌhʊd/
[بریتانیا]/'bebɪhʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوزادی، کودکی اولیه.
Word Forms
جمعbabyhoods

جملات نمونه

Babyhood and maturate were the most unseemliness and derelict of duty to a person.

کودکی و بلوغ، دوره‌ای از بی‌حرمتی و غفلت از وظایف برای یک فرد بودند.

The period from the War of Independence to the Civil War is the babyhood of the United States.

دوره زمانی بین جنگ استقلال و جنگ داخلی، دوران کودکی ایالات متحده است.

During babyhood, children learn to crawl and walk.

در دوران کودکی، کودکان یاد می‌گیرند که خزنده شوند و راه بروند.

Parents often cherish the memories of their child's babyhood.

والدین اغلب خاطرات دوران کودکی فرزندشان را گرامی می‌دارند.

Babyhood is a crucial stage of development for infants.

کودکی یک مرحله حیاتی از رشد برای نوزادان است.

Many milestones are reached during babyhood.

بسیاری از نقاط عطف در دوران کودکی حاصل می‌شوند.

The babyhood stage is characterized by rapid growth and development.

مرحله کودکی با رشد و تکامل سریع مشخص می‌شود.

Parents often document their child's babyhood through photos and videos.

والدین اغلب دوران کودکی فرزندشان را از طریق عکس و فیلم مستند می‌کنند.

Babyhood is a time of exploration and discovery for infants.

کودکی زمانی برای اکتشاف و کشف برای نوزادان است.

Good nutrition is essential during babyhood for healthy growth.

تغذیه خوب در دوران کودکی برای رشد سالم ضروری است.

Babies form strong bonds with their caregivers during babyhood.

نوزادان در دوران کودکی پیوندهای قوی با مراقبان خود برقرار می‌کنند.

Babyhood is a time of rapid brain development.

کودکی زمانی برای رشد سریع مغز است.

نمونه‌های واقعی

This change of hue was really an improvement, and made Marygold's hair richer than in her babyhood.

این تغییر رنگ واقعاً یک بهبود بود و باعث شد موهای مری‌گلد از دوران کودکی‌اش غنی‌تر به نظر برسد.

منبع: American Elementary School English 5

What is real is separateness, and at some point in early babyhood, the idea of self starts to form.

واقعیت این است که جدایی وجود دارد و در مقطعی از دوران نوزادی، ایده خودآگاهی شروع به شکل گرفتن می‌کند.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Within myself, I had sustained, from my babyhood, a perpetual conflict with injustice.

درون خودم، از دوران نوزادی‌ام، همواره درگیری دائم با بی‌عدالتی داشتم.

منبع: Great Expectations (Original Version)

She brought Liz Garrowby up from babyhood and is fanatically maternal about her.

او لیز گاروبرای را از نوزادی بزرگ کرد و به طور متعصبانه رفتاری مادریانه با او دارد.

منبع: A handsome face.

His toys, which had littered the living-room floor since babyhood, were boxed up and put away.

اسباب‌بازی‌های او که از دوران نوزادی کف اتاق نشیمن را شلوغ کرده بودند، بسته‌بندی و کنار گذاشته شدند.

منبع: Me Before You

Of a sudden, the oft-told family tales to which she had listened since babyhood, listened half-bored, impatient and but partly comprehending, were crystal clear.

ناگهان، داستان‌های خانوادگی که از دوران نوزادی به آنها گوش داده بود، با بی‌حوصلگی، بی‌صبری و درک ناقص، کاملاً واضح شدند.

منبع: Gone with the Wind

The commonest and oldest toy he knew was the child's magnet, with which he had played since babyhood, the most familiar of puzzles.

متداول‌ترین و قدیمی‌ترین اسباب‌بازی که می‌شناخت، آهنربای کودک بود که از دوران نوزادی با آن بازی می‌کرد، آشناترین معمای او.

منبع: The Education of Henry Adams (Volume 2)

Then he curled himself up on the dirty floor; and, for the first time since his babyhood, settled himself to sleep without a prayer.

سپس او خود را روی زمین کثیف جمع کرد؛ و برای اولین بار از دوران نوزادی‌اش، بدون دعا به خواب رفت.

منبع: The Gadfly (Original Version)

During the babyhood of each child she had been too busy, too worried with money matters, too sharp and easily vexed, to win their confidence or affection.

در دوران نوزادی هر کودک، او خیلی مشغول بود، بیش از حد نگران مسائل مالی، خیلی تند و به راحتی عصبانی بود که نتوانست اعتماد یا محبت آنها را به دست آورد.

منبع: Gone with the Wind

She had been named, as a matter of course, after her poor mother, and even in her most diminutive babyhood the Doctor never called her anything but Catherine.

طبق معمول، نام او را به نام مادر فقیرش گذاشتند و حتی در نوزادی کوچک خود، دکتر هرگز او را به جز کاترین صدا نمی‌کرد.

منبع: Washington Square

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید