backbench

[ایالات متحده]/'bæk'bentʃ/
[بریتانیا]/'bæk,bɛntʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صندلی‌ها برای اعضای غیر دولتی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

backbenchers

نیمکت‌نشین‌ها

جملات نمونه

The prime minister give in to pressure from the backbencher .

نخست‌وزیر در برابر فشارها از سوی نمایندگان مجلس عقب‌نشینی کرد.

Gordon Brown warned senior backbench MPs yesterday that western forces were facing a "new type of threat" in Afghanistan.

گوردون براون روز گذشته به نمایندگان ارشد مجلس هشدار داد که نیروهای غربی در افغانستان با یک "نوع تهدید جدید" روبرو هستند.

The story goes that during a debate in the Commons on what to call the bell, Sir Benjamin was about to give his ideas when a backbencher shouted, 'Let's call it Big Ben.

داستان این است که در جریان بحثی در مجلس عوام در مورد اینکه باید ناقوس را چه نامی گذاشت، سر بنجمن داشت ایده‌های خود را ارائه می‌کرد که یک نماینده مجلس فریاد زد: "بیایید اسمش را بیگ بن بگذاریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید