sit backrow
صندلی پشتی
backrow seats
صندلیهای پشتی
in the backrow
در پشت
backrow student
دانشجوی پشتی
backrow noise
صوت پشتی
backrow view
نگاه پشتی
moved backrow
جابهآوری به پشت
backrow area
منطقه پشتی
checking backrow
بررسی پشت
i always feel a bit shy sitting in the backrow.
همیشه کمی خجالت میکنم که در ردیف پشت بنشینم.
the students in the backrow were chatting quietly.
دانشآموزان در ردیف پشت بهطور خفیه با هم صحبت میکردند.
could you ask the person in the backrow to stop talking?
لطفاً از فردی که در ردیف پشت نشستهاست بخواهید که دیگر صحبت نکند.
she waved to us from the backrow of the theater.
او از ردیف پشت سینما به ما دست زد.
he preferred to sit in the backrow near the window.
او ترجیح میداد که در ردیف پشت نزد پنجره بنشیند.
the band members could see the audience from the backrow.
اعضای گروه مخاطبین را از ردیف پشت میتوانستند ببینند.
we reserved seats in the backrow for the concert.
ما صندلیهای ردیف پشت را برای کنسرت رزرو کردیم.
the speaker tried to engage everyone, even those in the backrow.
سخنران سعی کرد که همه را، حتی افراد در ردیف پشت را با خود درگیر کند.
from the backrow, the stage looked quite small.
از ردیف پشت، پایه نمایشگاه بسیار کوچک به نظر میرسید.
the child fell asleep in the backrow during the movie.
کودک در حین فیلم در ردیف پشت خوابید.
he felt more comfortable sitting in the backrow.
او احساس آرامش بیشتری را در نشستن در ردیف پشت داشت.
sit backrow
صندلی پشتی
backrow seats
صندلیهای پشتی
in the backrow
در پشت
backrow student
دانشجوی پشتی
backrow noise
صوت پشتی
backrow view
نگاه پشتی
moved backrow
جابهآوری به پشت
backrow area
منطقه پشتی
checking backrow
بررسی پشت
i always feel a bit shy sitting in the backrow.
همیشه کمی خجالت میکنم که در ردیف پشت بنشینم.
the students in the backrow were chatting quietly.
دانشآموزان در ردیف پشت بهطور خفیه با هم صحبت میکردند.
could you ask the person in the backrow to stop talking?
لطفاً از فردی که در ردیف پشت نشستهاست بخواهید که دیگر صحبت نکند.
she waved to us from the backrow of the theater.
او از ردیف پشت سینما به ما دست زد.
he preferred to sit in the backrow near the window.
او ترجیح میداد که در ردیف پشت نزد پنجره بنشیند.
the band members could see the audience from the backrow.
اعضای گروه مخاطبین را از ردیف پشت میتوانستند ببینند.
we reserved seats in the backrow for the concert.
ما صندلیهای ردیف پشت را برای کنسرت رزرو کردیم.
the speaker tried to engage everyone, even those in the backrow.
سخنران سعی کرد که همه را، حتی افراد در ردیف پشت را با خود درگیر کند.
from the backrow, the stage looked quite small.
از ردیف پشت، پایه نمایشگاه بسیار کوچک به نظر میرسید.
the child fell asleep in the backrow during the movie.
کودک در حین فیلم در ردیف پشت خوابید.
he felt more comfortable sitting in the backrow.
او احساس آرامش بیشتری را در نشستن در ردیف پشت داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید