backers

[ایالات متحده]/ˈbækərz/
[بریتانیا]/ˈbækərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حامیان، حامیان یک علت یا پروژه.

عبارات و ترکیب‌ها

have backers

دارند حامیان

loyal backers

حامیان وفادار

strong backers

حامیان قوی

silent backers

حامیان خاموش

new backers

حامیان جدید

court backers

حامیان درباری

win over backers

جلب حامیان

جملات نمونه

many startups rely on backers to fund their projects.

بسیاری از استارت‌آپ‌ها برای تامین بودجه پروژه‌های خود به حامیان متکی هستند.

the backers of the campaign were pleased with the results.

حامیان کمپین از نتایج راضی بودند.

she found several backers who believed in her vision.

او چندین حامی پیدا کرد که به دیدگاه او اعتقاد داشتند.

backers often expect a return on their investment.

حامیان اغلب انتظار بازگشت سرمایه خود را دارند.

without backers, the film project would have never started.

بدون حامیان، پروژه فیلم هرگز شروع نمی‌شد.

the backers provided valuable feedback during the development phase.

حامیان بازخورد ارزشمندی در طول مرحله توسعه ارائه کردند.

finding reliable backers can be a challenging task.

پیدا کردن حامیان قابل اعتماد می‌تواند یک کار چالش‌برانگیز باشد.

backers play a crucial role in the success of crowdfunding.

حامیان نقش مهمی در موفقیت جمع‌سپاری دارند.

the startup secured backers from various industries.

استارت‌آپ حامیانی را از صنایع مختلف جذب کرد.

she thanked her backers for their unwavering support.

او از حامیانش برای حمایت بی‌وقفه تشکر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید