backhouse

[ایالات متحده]/ˈbækˌhaʊs/
[بریتانیا]/ˈbækˌhaus/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ساختمان کوچک یا آلونک در پشت یک ملک، به ویژه یک توالت.; یک ساختمان کوچک یا آلونک در پشت یک ملک، به ویژه یک توالت.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

backhouse staff

پرسنل پشتیبانی

backhouse operations

عملیات پشتیبانی

backhouse cleaning

نظافت پشتیبانی

backhouse maintenance

نگهداری پشتیبانی

backhouse equipment

تجهیزات پشتیبانی

kitchen backhouse

پشتیبانی آشپزخانه

backhouse management

مدیریت پشتیبانی

backhouse supplies

تدارکات پشتیبانی

جملات نمونه

the backhouse is often used for storage.

خانه پشتی اغلب برای نگهداری استفاده می شود.

we converted the backhouse into a guest room.

ما خانه پشتی را به اتاق مهمان تبدیل کردیم.

she found an old bicycle in the backhouse.

او یک دوچرخه قدیمی در خانه پشتی پیدا کرد.

the backhouse needs some repairs.

خانه پشتی به تعمیرات نیاز دارد.

they decided to paint the backhouse a bright color.

آنها تصمیم گرفتند خانه پشتی را به رنگ روشن نقاشی کنند.

he often spends time in the backhouse working on his projects.

او اغلب وقت خود را در خانه پشتی صرف کار بر روی پروژه هایش می کند.

the backhouse has a beautiful view of the garden.

خانه پشتی منظره ای زیبا از باغ دارد.

we planted flowers around the backhouse.

ما گل سرخی در اطراف خانه پشتی کاشتیم.

the backhouse serves as a small workshop.

خانه پشتی به عنوان یک کارگاه کوچک عمل می کند.

they often host barbecues in the backhouse.

آنها اغلب باربکیو در خانه پشتی برگزار می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید