backlightings

[ایالات متحده]/ˈbækˌlaɪtɪŋz/
[بریتانیا]/ˈbækˌlaɪtɪŋz/

ترجمه

n. روشن کردن چیزی از پشت؛ نورپردازی از پشت.

جملات نمونه

the backlightings of the stage created a dramatic effect.

نور پس‌زمینه صحنه جلوه‌ای دراماتیک ایجاد کرد.

adjusting the backlightings can enhance the visual quality of the presentation.

تنظیم نور پس‌زمینه می‌تواند کیفیت بصری ارائه را افزایش دهد.

many photographers use backlightings to highlight their subjects.

بسیاری از عکاسان از نور پس‌زمینه برای برجسته کردن سوژه‌های خود استفاده می‌کنند.

the backlightings in the museum brought the artwork to life.

نور پس‌زمینه در موزه، اثر هنری را زنده کرد.

she admired the backlightings that illuminated the garden at night.

او به نور پس‌زمینه که باغ را در شب روشن می‌کرد، علاقه داشت.

proper backlightings can significantly improve video quality.

نور پس‌زمینه مناسب می‌تواند به طور قابل توجهی کیفیت ویدیو را بهبود بخشد.

the designer chose unique backlightings for the new office space.

طراح برای فضای اداری جدید، نور پس‌زمینه منحصربه‌فردی انتخاب کرد.

backlightings can set the mood for any event or gathering.

نور پس‌زمینه می‌تواند حال و هوای هر رویداد یا گردهمایی را تعیین کند.

the backlightings on the billboard caught everyone's attention.

نور پس‌زمینه روی بیلبورد توجه همه را جلب کرد.

using colorful backlightings can create a festive atmosphere.

استفاده از نور پس‌زمینه رنگارنگ می‌تواند فضایی جشن‌گونه ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید