backlights

[ایالات متحده]/ˈbækˌlaɪts/
[بریتانیا]/ˈbækˌlʌɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چراغ‌هایی در پشت یک صفحه نمایش که آن را روشن می‌کنند.
vt. برای روشن کردن چیزی از پشت.

عبارات و ترکیب‌ها

backlights flickering

چراغ‌های پس‌زمینه چشمک‌زن

adjust backlights

تنظیم نور پس‌زمینه

faded backlights

نور پس‌زمینه کم‌رنگ

bright backlights

نور پس‌زمینه روشن

led backlights

نور پس‌زمینه LED

lcd backlights

نور پس‌زمینه LCD

monitor backlights

نور پس‌زمینه مانیتور

replace backlights

تعویض نور پس‌زمینه

جملات نمونه

the backlights of the car illuminate the road ahead.

چراغ‌های پشتی خودرو مسیر پیش رو را روشن می‌کنند.

adjust the backlights to reduce glare on the screen.

چراغ‌های پشتی را تنظیم کنید تا از تابش خیره‌کننده روی صفحه جلوگیری شود.

the backlights create a stunning visual effect in the concert.

چراغ‌های پشتی جلوه‌های بصری خیره‌کننده‌ای در کنسرت ایجاد می‌کنند.

he prefers backlights that are adjustable for different moods.

او ترجیح می‌دهد چراغ‌های پشتی که برای حالات مختلف قابل تنظیم هستند.

the new gaming monitor features vibrant backlights.

مانیتور بازی جدید دارای چراغ‌های پشتی زنده و پررنگ است.

backlights can enhance the aesthetics of the room.

چراغ‌های پشتی می‌توانند زیبایی‌شناسی اتاق را افزایش دهند.

she installed backlights behind the tv for a cinematic experience.

او چراغ‌های پشتی را پشت تلویزیون برای یک تجربه سینمایی نصب کرد.

the backlights flickered during the power outage.

چراغ‌های پشتی در هنگام قطع برق چشمک زدند.

using backlights can help reduce eye strain when reading.

استفاده از چراغ‌های پشتی می‌تواند به کاهش خستگی چشم هنگام مطالعه کمک کند.

backlights are essential for creating a cozy atmosphere in the evening.

چراغ‌های پشتی برای ایجاد فضایی دنج و دلپذیر در شب ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید