a backmarker team
یک تیم عقبمانده
backmarker strategy
استراتژی عقبمانده
the backmarker struggled to keep up with the leaders in the race.
بازمانده تلاش کرد تا با رهبران در مسابقه همگام شود.
being a backmarker can be frustrating for some athletes.
این که یک بازمانده باشید می تواند برای برخی از ورزشکاران ناامید کننده باشد.
the backmarker finally finished the marathon, despite being last.
بازمانده در نهایت ماراتن را به پایان رساند، با وجود اینکه آخر بود.
backmarkers often receive encouragement from the crowd.
بازمانده ها اغلب تشویق از تماشاچیان دریافت می کنند.
the backmarker was determined to improve their performance next time.
بازمانده مصمم بود که عملکرد خود را دفعه بعد بهبود بخشد.
in cycling, the backmarker has to navigate through a tough field.
در دوچرخه سواری، بازمانده باید از میان یک گروه سخت عبور کند.
the coach advised the backmarker to focus on pacing.
مربی به بازمانده توصیه کرد روی سرعت تمرکز کند.
many backmarkers are passionate about their sport despite their rankings.
بسیاری از بازمانده ها علیرغم رتبه خود، نسبت به ورزش خود مشتاق هستند.
the backmarker's perseverance was admirable to everyone watching.
پشتکار بازمانده برای همه کسانی که تماشا می کردند قابل تحسین بود.
after the race, the backmarker shared their experience with others.
پس از مسابقه، بازمانده تجربه خود را با دیگران به اشتراک گذاشت.
a backmarker team
یک تیم عقبمانده
backmarker strategy
استراتژی عقبمانده
the backmarker struggled to keep up with the leaders in the race.
بازمانده تلاش کرد تا با رهبران در مسابقه همگام شود.
being a backmarker can be frustrating for some athletes.
این که یک بازمانده باشید می تواند برای برخی از ورزشکاران ناامید کننده باشد.
the backmarker finally finished the marathon, despite being last.
بازمانده در نهایت ماراتن را به پایان رساند، با وجود اینکه آخر بود.
backmarkers often receive encouragement from the crowd.
بازمانده ها اغلب تشویق از تماشاچیان دریافت می کنند.
the backmarker was determined to improve their performance next time.
بازمانده مصمم بود که عملکرد خود را دفعه بعد بهبود بخشد.
in cycling, the backmarker has to navigate through a tough field.
در دوچرخه سواری، بازمانده باید از میان یک گروه سخت عبور کند.
the coach advised the backmarker to focus on pacing.
مربی به بازمانده توصیه کرد روی سرعت تمرکز کند.
many backmarkers are passionate about their sport despite their rankings.
بسیاری از بازمانده ها علیرغم رتبه خود، نسبت به ورزش خود مشتاق هستند.
the backmarker's perseverance was admirable to everyone watching.
پشتکار بازمانده برای همه کسانی که تماشا می کردند قابل تحسین بود.
after the race, the backmarker shared their experience with others.
پس از مسابقه، بازمانده تجربه خود را با دیگران به اشتراک گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید