backpacking

[ایالات متحده]/'bæk,pækɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیاده‌روی و کمپینگ در طبیعت

جملات نمونه

a week's backpacking in the Pyrenees.

یک هفته کوله‌گردی در پیرنه

I enjoy backpacking through the mountains.

من از کوله‌گردی در کوه‌ها لذت می‌برم.

Backpacking can be a great way to explore new places.

کوله گردی می‌تواند راهی عالی برای کشف مکان‌های جدید باشد.

She packed light for her backpacking trip.

او برای سفر کوله‌گردی خود وسایل کمی بر داشت.

Backpacking requires careful planning and preparation.

کوله گردی نیاز به برنامه‌ریزی و آمادگی دقیق دارد.

They went backpacking in Europe for a month.

آنها یک ماه در اروپا کوله‌گردی کردند.

Backpacking allows you to experience nature up close.

کوله گردی به شما این امکان را می‌دهد که طبیعت را از نزدیک تجربه کنید.

He loves the freedom that comes with backpacking.

او عاشق آزادی‌ای است که با کوله‌گردی همراه است.

Backpacking enthusiasts often share tips and stories online.

علاقه‌مندان به کوله‌گردی اغلب نکات و داستان‌های خود را به صورت آنلاین به اشتراک می‌گذارند.

She bought a new backpack for her upcoming backpacking trip.

او برای سفر کوله‌گردی آینده‌اش یک کوله‌پشتی جدید خرید.

Backpacking can be a challenging but rewarding experience.

کوله گردی می‌تواند تجربه‌ای چالش‌برانگیز اما پاداش‌دهنده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید