wandering

[ایالات متحده]/'wɒnd(ə)rɪŋ/
[بریتانیا]/'wɑndərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پرسه‌زن; غرق در فکر; پیچ‌درپیچ
n. پرسه‌زن; گیجی
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریwandering
جمعwanderings

عبارات و ترکیب‌ها

wandering soul

روح سرگردان

wander off

دور بروید

wander about

در اطراف سرگردان شوید

wander from

از... دور شوید

baseline wander

سرگردانی خط مبنا

جملات نمونه

the wandering course of a stream

مسیر پرپیچ و خم یک جریان

avoid wandering off on tangents

از انحراف به موضوعات جانبی خودداری کنید

Whither are we wandering?

به کجا در حال سرگردانی هستیم؟

wandering about with no place to go.

در حال سرگردانی بدون هیچ جایی برای رفتن.

she found her wandering the streets.

او متوجه شد که در خیابان ها سرگردانی می کند.

an hour of this wandering wore out Lampard's patience.

یک ساعت از این سرگردانی صبر لامپارد را تمام کرد.

At length, weary with wandering, they fell asleep.

در نهایت، خسته از سرگردانی، آنها به خواب رفتند.

They perceived a stranger wandering in the garden.

آنها یک غریبه را در حال قدم زدن در باغ دیدند.

I felt my attention wandering during the lecture.

من احساس کردم که در طول سخنرانی حواسم پرت می شود.

Don’t go wandering all over the house!

همه جا در خانه دنبال این و آن نگردید!

tales of medieval knights errant, wandering in search of chivalrous adventures

داستان‌های شوالیه‌های سرکش قرون وسطی که به دنبال ماجراهای شوالیه وار می‌گشتند.

She was supposed to be speaking about sales figures, but she kept wandering off the subject.

قرار بود در مورد ارقام فروش صحبت کند، اما مدام از موضوع دور می شد.

I had ten hours to wait in Rome, so I whiled away the time wandering around the museums.

ده ساعت در رم منتظر بودم، بنابراین وقت خود را با گشت و گذار در اطراف موزه ها گذراندم.

69 A covey of hags poses as a trio of wandering halflings, and their crimes are blamed on a Halfling community.

69 یک گروه از پیرزن‌ها خود را به عنوان یک گروه سه‌نفره از راهزنان معرفی می‌کنند و جنایات آن‌ها به یک جامعه راهزن نسبت داده می‌شود.

We've lost our way and I am sure we are wandering in a circle.We started from that old dead tree there and have come back to it.

گم شده ایم و مطمئن هستم که در حال چرخیدن هستیم. از آن درخت مرده قدیمی شروع کردیم و دوباره به آنجا بازگشتیم.

By then, people could not believe my own eyes, many Members on the spot to tears, wandering saint Bonaventure obviously hungry, eat the food on one.

در آن زمان، مردم نمی‌توانستند باور کنند که چشمان خودم را، بسیاری از اعضا در صحنه اشک‌ریزان، در حال سرگردانی، سنت بوناویتور که به‌وضوح گرسنه بود، غذایی را می‌خورد.

Quiet redirection subsequently issues from the bassoons, which take up the wandering piano-theme, while the piano itself goes over into a pp semiquaver accompaniment.

تغییر مسیر آرام و سپس از باسون‌ها ساطع می‌شود که تم پیانوی سرگردان را به دست می‌گیرند، در حالی که خود پیانو به یک همراهی pp سمی‌کوارتری می‌رود.

نمونه‌های واقعی

A wandering mind leaves us vulnerable when driving.

ذهن سرگردان ما را در هنگام رانندگی آسیب پذیر می‌کند.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

But there are dozens of mammal species still wandering the park today.

اما هنوز ده‌ها گونه پستاندار وجود دارند که امروز در حال پرسه زدن در پارک هستند.

منبع: VOA Video Highlights

21. The wandering band abandoned her bandaged husband on Swan Island.

۲۱. گروه سرگردان همسر باندپیچ او را در جزیره سوآن رها کرد.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

I spent so much time just wandering around in the sunshine, you know?

من وقت زیادی را صرف پرسه زدن در آفتاب کردم، می‌دانید؟

منبع: Emma's delicious English

After following him for a minute, the girls thought he was just wandering around.

بعد از تعقیب او برای یک دقیقه، دختران فکر کردند که او فقط در حال پرسه زدن است.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

It had been wandering about among the straw.

آن در میان کاه در حال پرسه زدن بود.

منبع: UK original primary school Chinese language class

One is serendipity- the sense of wandering between artworks and encountering the unexpected.

یکی خوش‌شانسی است - حس پرسه زدن بین آثار هنری و برخورد با غیرمنتظره.

منبع: The Economist (Summary)

“It's not safe to go wandering around dark corridors these days.”

«امروز رفتن و پرسه زدن در راهروهای تاریک امن نیست.»

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

She said you found her wandering around.

او گفت شما او را در حال پرسه زدن پیدا کردید.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

He looked happy to be back in this familiar place, scene of so many adolescent wanderings.

او خوشحال به نظر می‌رسید که به این مکان آشنا بازگشته است، صحنه‌ای از پرسه زدن‌های نوجوگان.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید