backslidings

[ایالات متحده]/ˈbækˌslʌɪdɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbækslaɪdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل بازگشت به یک وضعیت یا عادت قبلی و نامطلوب.

عبارات و ترکیب‌ها

backsliding on promises

نقض وعده‌ها

prevent backsliding

جلوگیری از پسرفت

signs of backsliding

نشانه های پسرفت

backsliding in progress

پسرفت در حال انجام

address backsliding behavior

رسیدگی به رفتار پسرفت

concern about backsliding

نگرانی در مورد پسرفت

جملات نمونه

his backsliding in studies worried his teachers.

کاهش عملکرد تحصیلی او باعث نگرانی معلمانش شد.

the team is concerned about backsliding after their recent success.

تیم نگران کاهش روند موفقیت پس از موفقیت اخیر خود است.

backsliding in health can be frustrating for patients.

کاهش در وضعیت سلامتی می‌تواند برای بیماران ناامیدکننده باشد.

she noticed backsliding in her fitness routine.

او متوجه کاهش در برنامه تناسب اندام خود شد.

backsliding can occur if one doesn't stay motivated.

کاهش عملکرد می‌تواند رخ دهد اگر کسی انگیزه خود را حفظ نکند.

the coach addressed the issue of backsliding during practice.

مربی در طول تمرین به موضوع کاهش روند پرداخت.

backsliding in discipline can lead to bigger problems.

کاهش در نظم می تواند منجر به مشکلات بزرگتری شود.

they are working hard to prevent backsliding in their progress.

آنها سخت تلاش می کنند تا از کاهش روند پیشرفت خود جلوگیری کنند.

backsliding in relationships can be a sign of deeper issues.

کاهش در روابط می تواند نشانه ای از مشکلات عمیق تر باشد.

backsliding often happens when goals are not clear.

کاهش عملکرد اغلب زمانی اتفاق می افتد که اهداف مشخص نباشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید