backstrap

[ایالات متحده]/ˈbækstræp/
[بریتانیا]/ˈbækstrɑːp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بند که بر روی پشت پوشیده می‌شود، اغلب برای حمل اشیاء سنگین یا حمایت از یک لباس استفاده می‌شود.; قطعه‌ای از چوب یا فلز که پشتیبانی از پشت چیزی، مانند یک صندلی یا ابزاری را انجام می‌دهد.; نوعی تخته که در نجاری برای اتصال دو قطعه ماده به هم استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

backstrap leather

بندهای چرمی

backpack backstrap

بند پشتی کوله‌پشتی

adjust the backstrap

تنظیم بند پشتی

tighten the backstrap

سفت کردن بند پشتی

check the backstrap

بررسی بند پشتی

the backstrap broke

بند پشتی شکست

replace the backstrap

تعویض بند پشتی

shoulder strap backstrap

بند شانه‌ای بند پشتی

comfortable backstrap design

طراحی بند پشتی راحت

جملات نمونه

the backstrap of the backpack is padded for comfort.

قسمت پشتی کوله‌پشتی با پد برای راحتی بیشتر طراحی شده است.

he adjusted the backstrap to fit his body better.

او بند پشتی را تنظیم کرد تا بهتر روی بدنش قرار بگیرد.

the backstrap design helps distribute weight evenly.

طراحی بند پشتی به توزیع یکنواخت وزن کمک می کند.

she liked the backstrap style of the dress.

او از مدل بند پشتی لباس خوشش آمد.

make sure the backstrap is securely fastened.

مطمئن شوید که بند پشتی به طور ایمن بسته شده است.

the backstrap of the sandals provides extra support.

بند پشتی صندل ها از پشتیبانی اضافی برخوردار است.

he prefers a backstrap that is adjustable.

او ترجیح می دهد بند پشتی قابل تنظیم باشد.

the backstrap can be removed for washing.

می توان بند پشتی را برای شستشو جدا کرد.

she chose a bag with a stylish backstrap.

او یک کیف با بند پشتی شیک انتخاب کرد.

the backstrap of the guitar case is very durable.

بند پشتی کیف گیتار بسیار بادوام است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید