| جمع | baconers |
baconer extraordinaire
بیکنر فوق العاده
baconer's delight
لذت بیکنر
the ultimate baconer
بیکنر نهایی
baconer for life
بیکنر برای همیشه
he works as a baconer at the local deli.
او به عنوان یک متخصص تهیه گوشت (بیکنر) در یک فروشگاه مواد غذایی محلی کار می کند.
the baconer prepares the meat with great skill.
متخصص تهیه گوشت (بیکنر) گوشت را با مهارت فراوان آماده می کند.
many people admire the baconer's craftsmanship.
بسیاری از مردم به مهارت و هنر متخصص تهیه گوشت (بیکنر) احترام می گذارند.
the baconer's secret recipe is a big hit.
دستور پنهانی متخصص تهیه گوشت (بیکنر) بسیار محبوب است.
she learned the trade from her father, a baconer.
او این حرفه را از پدرش، یک متخصص تهیه گوشت (بیکنر)، یاد گرفت.
the baconer uses only the freshest ingredients.
متخصص تهیه گوشت (بیکنر) فقط از تازه ترین مواد اولیه استفاده می کند.
customers often praise the baconer's delicious creations.
مشتریان اغلب از آثار خوشمزه متخصص تهیه گوشت (بیکنر) تعریف و تمجید می کنند.
the baconer's stall was busy during the festival.
غرفه متخصص تهیه گوشت (بیکنر) در طول جشنواره شلوغ بود.
being a baconer requires a lot of dedication.
متخصص تهیه گوشت (بیکنر) بودن نیاز به تعهد زیادی دارد.
he dreams of becoming a master baconer one day.
او رویای تبدیل شدن به یک متخصص تهیه گوشت (بیکنر) درجه یک را در یک روز دارد.
baconer extraordinaire
بیکنر فوق العاده
baconer's delight
لذت بیکنر
the ultimate baconer
بیکنر نهایی
baconer for life
بیکنر برای همیشه
he works as a baconer at the local deli.
او به عنوان یک متخصص تهیه گوشت (بیکنر) در یک فروشگاه مواد غذایی محلی کار می کند.
the baconer prepares the meat with great skill.
متخصص تهیه گوشت (بیکنر) گوشت را با مهارت فراوان آماده می کند.
many people admire the baconer's craftsmanship.
بسیاری از مردم به مهارت و هنر متخصص تهیه گوشت (بیکنر) احترام می گذارند.
the baconer's secret recipe is a big hit.
دستور پنهانی متخصص تهیه گوشت (بیکنر) بسیار محبوب است.
she learned the trade from her father, a baconer.
او این حرفه را از پدرش، یک متخصص تهیه گوشت (بیکنر)، یاد گرفت.
the baconer uses only the freshest ingredients.
متخصص تهیه گوشت (بیکنر) فقط از تازه ترین مواد اولیه استفاده می کند.
customers often praise the baconer's delicious creations.
مشتریان اغلب از آثار خوشمزه متخصص تهیه گوشت (بیکنر) تعریف و تمجید می کنند.
the baconer's stall was busy during the festival.
غرفه متخصص تهیه گوشت (بیکنر) در طول جشنواره شلوغ بود.
being a baconer requires a lot of dedication.
متخصص تهیه گوشت (بیکنر) بودن نیاز به تعهد زیادی دارد.
he dreams of becoming a master baconer one day.
او رویای تبدیل شدن به یک متخصص تهیه گوشت (بیکنر) درجه یک را در یک روز دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید