baddie

[ایالات متحده]/'bædɪ/
[بریتانیا]/ˈbædi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شرور، (به ویژه در فیلم‌ها) شخصیت شرور
Word Forms
جمعbaddies

جملات نمونه

the baddies can be spotted a mile off.

می‌توان آن‌ها را از یک مایل دورتر دید.

Swat them by dropping a hamburger ingredient on their head or stomp an ingredient through the platform the very moment a baddie stands on it.

آن‌ها را با انداختن یک ماده غذایی همبرگر روی سرشان یا با لگد زدن به یک ماده غذایی از طریق سکو در همان لحظه‌ای که یک دشمن روی آن ایستاده، از بین ببرید.

She always plays the role of the baddie in action movies.

او همیشه نقش شرور را در فیلم‌های اکشن بازی می‌کند.

The baddie in the story is a cunning villain.

شرور داستان یک شخصیت شیاد است.

The baddie tried to sabotage the hero's plans.

شرور سعی کرد برنامه‌های قهرمان را خراب کند.

The baddie was finally defeated by the protagonist.

شرور سرانجام توسط قهرمان شکست داده شد.

The baddie's evil deeds caught up with him in the end.

در نهایت، اعمال شیطانی شرور به او رسید.

The baddie's sinister laugh sent chills down my spine.

خنده شیطانی شرور باعث شد لرزه‌ای در ستونم بیفتد.

The baddie's hideout was discovered by the detectives.

مخفیگاه شرور توسط کارآگاهان کشف شد.

The baddie's menacing presence added tension to the scene.

حضور تهدیدآمیز شرور باعث افزایش تنش در صحنه شد.

The baddie's henchmen carried out his wicked plans.

چاقالوهای شرور برنامه‌های شیطانی او را انجام دادند.

The baddie's downfall was inevitable in the face of justice.

سقوط شرور در برابر عدالت اجتناب‌ناپذیر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید