goodie

[ایالات متحده]/'ɡudi/
[بریتانیا]/ˈɡʊdi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زن سالخورده کوچک، ساده یا بی‌اهمیت؛ یک شیرینی یا آب‌نبات
adj. عاطفی؛ ریاکار
int. ابراز شادی یا تأیید، که اغلب به‌طور طعنه‌آمیز استفاده می‌شود

جملات نمونه

the goodies always won in the end.

همیشه در نهایت، خوبی‌ها پیروز می‌شدند.

they had all manner of rock ‘n’ roll goodies for our delectation.

آن‌ها انواع مختلف از خوشمزه‌های راک اند رول برای لذت ما داشتند.

collecting goodies from all over the globe.

جمع‌آوری خوراکی‌های خوشمزه از سراسر جهان.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید