| جمع | badies |
he was badly injured in the accident.
او در حادثه زیاد زخمی شد.
the project was badly managed.
پروژه به خوبی مدیریت نشد.
she needed the job badly.
او به شدت این شغل را نیاز داشت.
they were badly in need of help.
آنها به شدت کمک نیاز داشتند.
the movie was badly received by critics.
فیلم توسط منتقدان به خوبی پذیرفته نشد.
he behaves badly toward others.
او به دیگران بد رفتار می کند.
the house was badly damaged by the storm.
خانه در طوفان به شدت آسیب دید.
she speaks english badly.
او به خوبی انگلیسی نمی گوید.
things have gone badly for him.
چیزهای برای او به خوبی پیش نرفته است.
the team played badly in the final match.
تیم در بازی نهایی به خوبی بازی نکرد.
he was badly affected by the news.
او به خبر به شدت آسیب دید.
the food tasted badly.
غذا طعم بدی داشت.
he was badly injured in the accident.
او در حادثه زیاد زخمی شد.
the project was badly managed.
پروژه به خوبی مدیریت نشد.
she needed the job badly.
او به شدت این شغل را نیاز داشت.
they were badly in need of help.
آنها به شدت کمک نیاز داشتند.
the movie was badly received by critics.
فیلم توسط منتقدان به خوبی پذیرفته نشد.
he behaves badly toward others.
او به دیگران بد رفتار می کند.
the house was badly damaged by the storm.
خانه در طوفان به شدت آسیب دید.
she speaks english badly.
او به خوبی انگلیسی نمی گوید.
things have gone badly for him.
چیزهای برای او به خوبی پیش نرفته است.
the team played badly in the final match.
تیم در بازی نهایی به خوبی بازی نکرد.
he was badly affected by the news.
او به خبر به شدت آسیب دید.
the food tasted badly.
غذا طعم بدی داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید