badies

[ایالات متحده]/ˈbɑːdiz/
[بریتانیا]/ˈbædiz/

ترجمه

n. جمع Badi (نام خانوادگی)

جملات نمونه

the badies escaped from prison last night.

بدها شب گذشته از زندان فرار کردند.

the police are chasing the badies through the city.

پلیس در حال تعقیب بدها از طریق شهر است.

the badies planned a robbery at the bank.

بدها یک روبویی در بانک را برنامه ریزی کردند.

everyone fears the badies in this neighborhood.

همه در این ناحیه از بدها می‌ترسند.

the badies were caught red-handed.

بدها با دست‌های گرم گرفتار شدند.

we need to stop the badies from causing more trouble.

ما باید بدها را از ایجاد مشکلات بیشتر جلوگیری کنیم.

the badies left behind many clues.

بدها پشت سر گذاشته‌اند بسیاری از اطلاعات.

the hero defeated the badies in the final battle.

герой در نبرد نهایی بدها را شکست داد.

the badies have been terrorizing the town for months.

بدها شهر را به مدت ماه‌ها ترسانده‌اند.

don't let the badies win this time.

این بار بدها را نگذار.

the badies escaped but the police are on their trail.

بدها فرار کردند اما پلیس در حال دنبال آن‌ها است.

two badies were arrested at the border.

دو بده در مرز بازداشت شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید