bagot

[ایالات متحده]/ˈbæɡət/
[بریتانیا]/ˈbæɡət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام خانوادگی به اصل انگلیسی؛ کوتاه شدهٔ Bacon.
شکل‌های واژه
جمعbagots

جملات نمونه

the rare bagot goat roamed freely in the mountain pastures.

گوسفند بگوت نادر در مراتع کوهی به‌طور آزاد پیاده روی می‌کرد.

she wore a beautiful bagot dress to the summer festival.

او یک لباس زیبای بگوت را در جشن تابستانی پوشید.

the ancient tree had a magnificent bagot canopy that provided shade.

درخت باستانی یک تاج بزرگ بگوت داشت که سایه می‌افشاند.

farmers have been breeding bagot sheep in this region for centuries.

کشاورزان در این منطقه به‌طور سنتی گوسفند بگوت را پرورش می‌دهند.

the artist painted a stunning bagot landscape during his travels.

هنرمند در طی سفر خود یک منظره زیبای بگوت را نقاشی کرد.

we observed several bagot birds nesting near the lake.

ما چند پرندۀ بگوت را در نزدیکی دریاچه در حال تخم‌گذاری مشاهده کردیم.

the bagot horse galloped across the open fields at dawn.

اسب بگوت در آغاز روز در میدان‌های باز گریز می‌کرد.

traditional bagot weaving techniques have been passed down through generations.

فناوری‌های سنتی بافتن بگوت از نسل به نسل منتقل شده است.

chefs use fresh bagot herbs in their signature dishes.

شکم‌پزها از گیاهان دارویی تازه بگوت در غذاهای خاص خود استفاده می‌کنند.

the garden featured colorful bagot flowers blooming in spring.

باغ گل‌های رنگارنگ بگوت را در بهار در حال گذاشتن نمایش می‌داد.

local merchants sell authentic bagot crafts to tourists.

تجار محلی چیزهای دست ساز اصیل بگوت را به گردشگران فروش می‌دهند.

the documentary explored the habitat of the bagot fox in the wild.

مستند به زیستگاه فکس بگوت در طبیعت پرداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید