bagsnatcher

[ایالات متحده]/bægˈsnætʃə(r)/
[بریتانیا]/begˈsnæʧər/

ترجمه

n. شخصی که کیف یا پول از دیگران می‌دزدد.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

a notorious bagsnatcher

یک دزد کیف باسابقه

the bagsnatchers' tactics

تاکتیک‌های دزدان کیف

جملات نمونه

the bagsnatcher quickly ran away with her purse.

جیب‌کن سریعاً با کیف پول او فرار کرد.

she reported the bagsnatcher to the police.

او جیب‌کن را به پلیس گزارش کرد.

he was a victim of a bagsnatcher in the crowded market.

او در بازار شلوغ، قربانی جیب‌کن شد.

the bagsnatcher was caught on surveillance cameras.

جیب‌کن در دوربین‌های مدار بسته دستگیر شد.

after the incident, she felt anxious about bagsnatchers.

پس از حادثه، او در مورد جیب‌کن‌ها مضطرب بود.

they organized a community watch to prevent bagsnatchers.

آنها برای جلوگیری از جیب‌کن‌ها، یک گروه نظارتی محلی سازماندهی کردند.

many bagsnatchers target tourists in busy areas.

بسیاری از جیب‌کن‌ها هدف‌ قرار دادن گردشگران در مناطق شلوغ را انتخاب می‌کنند.

she learned to be cautious of bagsnatchers while traveling.

او در هنگام سفر یاد گرفت که در مورد جیب‌کن‌ها محتاط باشد.

the police issued a warning about bagsnatchers in the city.

پلیس در مورد جیب‌کن‌ها در شهر هشدار داد.

he was lucky to escape from the bagsnatcher.

او خوش‌شانس بود که از دست جیب‌کن فرار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید