mugger

[ایالات متحده]/ˈmʌɡə(r)/
[بریتانیا]/ˈmʌɡər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دزد; کسی که به مردم حمله کرده و آنها را غارت می‌کند، به‌ویژه در مکان‌های عمومی

جملات نمونه

The mugger caught the wallet up and fled.

مقتدر دزد کیف پول را گرفت و فرار کرد.

vandals and muggers who laugh in the face of the law.

خربندگان و دزدان که با قانون می‌خندند.

Muggers jumped him in the park.

مقتدران در پارک به او حمله کردند.

Muggers lay for the unsuspecting pedestrian in the dark alley.

مقتدران در کوچه تاریک برای عابر پیاده غافلانه کمین کردند.

Muggers often assault their victims on dark streets.

مقتدران اغلب قربانیان خود را در خیابان‌های تاریک مورد حمله قرار می‌دهند.

She claimed that the real crime is that burglars and muggers usually get a light sentence.

او ادعا کرد که جرم واقعی این است که معمولاً سارقان و مقتدران مجازات سبکی دریافت می‌کنند.

One of the mugger's accomplices tried to obstruct the police officer from upholding the law.

یکی از همدستان مقتدر سعی کرد از اجرای قانون توسط افسر پلیس جلوگیری کند.

You think that muggers should be punished more severely?Just so,I’m in total agreement.

آیا فکر می‌کنید مقتدران باید بیشتر مجازات شوند؟ دقیقاً همینطور، من کاملاً موافقم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید