| جمع | baguets |
baguette sandwich
ساندویچ باگت
fresh baguette
باگت تازه
slice of baguette
قطعه باگت
warm baguette
باگت گرم
crispy baguette
باگت ترد
baguette bread
نان باگت
buy a baguette
یک باگت بخرید
baguette crust
پوست باگت
french baguette
باگت فرانسوی
baguette and butter
باگت و کره
she ordered a baguette for lunch.
او برای ناهار یک باگت سفارش داد.
he loves to eat a fresh baguette with cheese.
او عاشق خوردن یک باگت تازه با پنیر است.
the bakery sells a variety of baguettes.
نانسازی انواع باگت را میفروشد.
we bought a baguette to share at the picnic.
ما یک باگت خریدیم تا در پیک نیک با هم به اشتراک بگذاریم.
she prefers a crispy baguette over soft bread.
او ترجیح میدهد باگت ترد را به نان نرم بخورد.
he toasted the baguette for a crunchy texture.
او باگت را برای بافت ترد تست کرد.
they served the soup with a side of baguette.
آنها سوپ را با یک تکه باگت سرو کردند.
a baguette is perfect for making sandwiches.
یک باگت برای درست کردن ساندویچ عالی است.
she spread butter on her warm baguette.
او کره را روی باگت گرم خود مالید.
he always carries a baguette to the picnic.
او همیشه یک باگت به پیک نیک میبرد.
baguette sandwich
ساندویچ باگت
fresh baguette
باگت تازه
slice of baguette
قطعه باگت
warm baguette
باگت گرم
crispy baguette
باگت ترد
baguette bread
نان باگت
buy a baguette
یک باگت بخرید
baguette crust
پوست باگت
french baguette
باگت فرانسوی
baguette and butter
باگت و کره
she ordered a baguette for lunch.
او برای ناهار یک باگت سفارش داد.
he loves to eat a fresh baguette with cheese.
او عاشق خوردن یک باگت تازه با پنیر است.
the bakery sells a variety of baguettes.
نانسازی انواع باگت را میفروشد.
we bought a baguette to share at the picnic.
ما یک باگت خریدیم تا در پیک نیک با هم به اشتراک بگذاریم.
she prefers a crispy baguette over soft bread.
او ترجیح میدهد باگت ترد را به نان نرم بخورد.
he toasted the baguette for a crunchy texture.
او باگت را برای بافت ترد تست کرد.
they served the soup with a side of baguette.
آنها سوپ را با یک تکه باگت سرو کردند.
a baguette is perfect for making sandwiches.
یک باگت برای درست کردن ساندویچ عالی است.
she spread butter on her warm baguette.
او کره را روی باگت گرم خود مالید.
he always carries a baguette to the picnic.
او همیشه یک باگت به پیک نیک میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید