bailiwicks

[ایالات متحده]/ˈbeɪliˌwɪk/
[بریتانیا]/ˈbeɪlɪˌwɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حوزه مسئولیت یا تخصص یک شخص؛ قلمرو آنها؛ منطقه‌ای که یک کلانتر یا مقام دیگر بر آن صلاحیت دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

what's your bailiwick?

حوزه کاری شما چیست؟

جملات نمونه

his expertise falls within the realm of his bailiwick.

تخصص او در حوزه تخصص او قرار دارد.

the new project is outside my bailiwick.

پروژه جدید خارج از حوزه تخصص من است.

she is well-respected in her bailiwick of environmental science.

او به دلیل تخصصش در زمینه علوم محیط زیست، مورد احترام است.

understanding local laws is part of my bailiwick as a lawyer.

درک قوانین محلی بخشی از حوزه تخصص من به عنوان یک وکیل است.

he often collaborates with others outside his bailiwick.

او اغلب با دیگران خارج از حوزه تخصص خود همکاری می کند.

this issue falls squarely within her bailiwick.

این موضوع دقیقاً در حوزه تخصص او قرار دارد.

my bailiwick includes financial analysis and reporting.

حوزه تخصص من شامل تجزیه و تحلیل و گزارش مالی است.

they are expanding their bailiwick to include new technologies.

آنها در حال گسترش حوزه تخصص خود برای شامل کردن فناوری های جدید هستند.

he is an authority in his bailiwick of historical research.

او در حوزه تحقیقات تاریخی یک متخصص است.

her bailiwick encompasses a wide range of artistic disciplines.

حوزه تخصص او شامل طیف گسترده ای از رشته های هنری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید