baize

[ایالات متحده]/beɪz/
[بریتانیا]/bez/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پارچه پشمی زبر.
Word Forms
جمعbaizes

عبارات و ترکیب‌ها

green baize

baize سبز

baize tablecloth

زیرانداز بایز

soft baize fabric

پارچه بایز نرم

جملات نمونه

The pool table was covered in green baize.

میز بیلیارد با پارچه سبز بیز پوشیده شده بود.

She used baize to line the drawers of the antique desk.

او از بیز برای پوشاندن کشوهای میز عتیقه استفاده کرد.

The card players enjoyed the smooth surface of the baize table.

بازیکنان ورق از سطح صاف میز بیز لذت بردند.

The baize fabric was soft to the touch.

پارچه بیز نرم بود.

They decided to reupholster the chairs with baize material.

آنها تصمیم گرفتند صندلی ها را با پارچه بیز مجدداً روکش کنند.

The baize curtain blocked out the sunlight effectively.

پرده بیز به طور موثر نور خورشید را مسدود می کرد.

The magician used a baize table to perform his tricks.

جادوگر از میز بیز برای اجرای شعبده های خود استفاده کرد.

The baize jacket kept him warm in the chilly weather.

ژاکت بیز او را در هوای سرد گرم نگه داشت.

She sewed a baize lining into the handbag for extra protection.

او یک لایه بیز را برای محافظت بیشتر در کیف دستی دوخت.

The baize fabric was commonly used for gaming tables.

پارچه بیز معمولاً برای میزهای بازی استفاده می شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید