flannel

[ایالات متحده]/'flæn(ə)l/
[بریتانیا]/'flænl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پارچه نرمی از پنبه که معمولاً برای دوخت پیراهن، لباس خواب و غیره استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

flannel shirt

پیراهن فلانل

soft flannel fabric

پارچه فلانل نرم

جملات نمونه

She was looking luscious in a flannel shirt.

او در یک پیراهن فلانلی بسیار جذاب به نظر می‌رسید.

She always wears a grey flannel trousers.

او همیشه شلوار فلانلی خاکستری می‌پوشد.

two trig little boys, each in a gray flannel suit.

دو پسر کوچک باهوش، هر کدام با کت و شلوار فلانلی خاکستری.

The one with a uniform like ladies` red flannel underdrawers.

او که یونیفرم شبیه لباس زیر فلانلی قرمز زنانه دارد.

From the aproned pot-scrubber to the flanneled potentate, everybody liked me, everybody petted me.

از پاک کننده قابلمه با آویزون تا قدرتمند با پارچه، همه عاشق من بودند، همه به من محبت می کردند.

Examples of fabrics made by the twill weave include denim, jean, gabardine, surah,sharkskin, some flannel fabrics and some tweeds.

نمونه هایی از پارچه های ساخته شده با بافت twill عبارتند از جین، جین، گاباردین، سورا، پوست کوسه، برخی از پارچه های فلانلی و برخی از تویدها.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید