baldachins

[ایالات متحده]/bɔːldɑːʃɪn/
[بریتانیا]/bal-dack-in/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سایه‌بان بر روی تخت، قربانگاه یا قبر؛ اغلب با پارچه‌ای تزئین شده است؛ (به ویژه در زمینه مراسم مذهبی) سایه‌بان زینتی که بالای قربانگاه یا معبد قرار می‌گیرد؛ پوشش پارچه‌ای با تزئینات غنی برای سنگ قبر

جملات نمونه

the church was adorned with a beautiful baldachin.

کلیسای با یک بالدچین زیبا تزئین شده بود.

they placed a baldachin over the altar for the ceremony.

آنها یک بالدچین را بالای محراب برای مراسم قرار دادند.

the artist designed a stunning baldachin for the wedding.

هنرمند یک بالدچین خیره‌کننده برای عروسی طراحی کرد.

the baldachin was a symbol of honor during the event.

بالدچین نماد افتخار در طول رویداد بود.

during the procession, the king walked beneath the baldachin.

در طول راهپیمایی، شاه زیر بالدچین راه رفت.

the ornate baldachin added elegance to the room.

بالدچین پیچیده، ظرافت را به اتاق اضافه کرد.

they chose a colorful baldachin to celebrate the festival.

آنها یک بالدچین رنگارنگ برای جشن گرفتن جشنواره انتخاب کردند.

the baldachin was intricately carved from wood.

بالدچین به طرز پیچیده‌ای از چوب حکاکی شده بود.

she stood proudly under the baldachin during the award ceremony.

او با افتخار زیر بالدچین در طول مراسم اهدای جوایز ایستاد.

the historic baldachin drew many visitors to the museum.

بالدچین تاریخی بسیاری از بازدیدکنندگان را به موزه جذب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید