bales

[ایالات متحده]/beɪlz/
[بریتانیا]/beɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بسته‌های کالا، مانند یونجه یا پنبه، که برای حمل و نقل به هم بسته شده‌اند.
v. چیزها را در بسته‌ها یا باله‌ها جمع کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

bale of hay

باله علوف

bale out

آزاد کردن

bales of cotton

باله‌های پنبه

weigh the bales

وزن باله‌ها را تعیین کنید

stack the bales

باله‌ها را روی هم بچینید

transport the bales

حمل باله‌ها

جملات نمونه

the farmer stacked the bales of hay in the barn.

کشیشوز طوفال‌های علوفه را در انبار چیده بود.

the truck delivered several bales of cotton to the factory.

کامیون چندین بسته پنبه را به کارخانه تحویل داد.

we need to buy more bales of straw for the winter.

ما به خرید بیشتر بسته کاه برای زمستان نیاز داریم.

the bales were wrapped in plastic to keep them dry.

بسته ها برای جلوگیری از خیس شدن در پلاستیک پیچیده شده بودند.

she arranged the bales neatly in the field.

او بسته ها را به طور مرتب در مزرعه مرتب کرد.

the bales of hay served as a barrier against the wind.

بسته های علوفه به عنوان سدی در برابر باد عمل می کردند.

they used bales of insulation to keep the house warm.

آنها از بسته های عایق برای گرم نگه داشتن خانه استفاده کردند.

during the festival, they decorated the bales with flowers.

در طول جشنواره، آنها بسته ها را با گل تزئین کردند.

the children played on top of the bales in the barn.

کودکان روی بسته ها در انبار بازی کردند.

after the harvest, the farmer sold the bales at the market.

پس از برداشت محصول، کشاورز بسته ها را در بازار به فروش رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید