small compacts
خودروهای جمع و جور
compact cars
خودروهای جمع و جور
compact mirrors
آینه های جمع و جور
compact discs
دیسک های جمع و جور
compact design
طراحی فشرده
compact spaces
فضاهای جمع و جور
compact models
مدل های جمع و جور
compact units
واحد های جمع و جور
compact systems
سیستم های جمع و جور
compact solutions
راه حل های جمع و جور
he compacts the soil to make it more stable.
او خاک را متراکم میکند تا آن را پایدارتر سازد.
the company compacts its operations to save costs.
شرکت عملیات خود را متراکم میکند تا در هزینهها صرفهجویی کند.
she compacts her clothes to fit them in the suitcase.
او لباسهایش را متراکم میکند تا در چمدان جا شوند.
the team compacts their schedule to meet the deadline.
تیم برنامه زمانی خود را متراکم میکند تا مهلت مقرر را رعایت کند.
they compacts the waste to reduce volume.
آنها زبالهها را متراکم میکنند تا حجم را کاهش دهند.
he compacts his notes for easier studying.
او یادداشتهای خود را متراکم میکند تا راحتتر مطالعه کند.
the software compacts files to save space.
نرمافزار فایلها را متراکم میکند تا فضا را ذخیره کند.
the process compacts the data for quicker access.
این فرآیند دادهها را متراکم میکند تا دسترسی سریعتر شود.
she compacts the ingredients to make a dense cake.
او مواد لازم را متراکم میکند تا یک کیک متراکم درست کند.
the new design compacts the components into a smaller unit.
طرح جدید اجزا را در یک واحد کوچکتر متراکم میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید