ballots

[ایالات متحده]/ˈbæləts/
[بریتانیا]/ˈbæləts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رای گیری; انتخابات، آراء، مجموع آراء داده شده
v. رأی دادن (سوم شخص مفرد حال)

عبارات و ترکیب‌ها

ballots cast

آرا داده شده

count the ballots

شمارش آرا

ballot box

جعبه رای گیری

secret ballot

رای پنهان

multiple ballots

چندین تعرفه

ballot paper

برگه رای

invalid ballots

آرا نامعتبر

spoiled ballots

آرا خراب

ballot initiative

ابتکار عمل رای گیری

ballot measure

معیار رای گیری

جملات نمونه

the election officials counted the ballots carefully.

مسئولان انتخابات به دقت آرا را شمردند.

voters can submit their ballots by mail or in person.

مردم می‌توانند آرا خود را از طریق پست یا حضوری ارسال کنند.

ballots must be filled out correctly to be valid.

برای معتبر بودن، آرا باید به درستی پر شوند.

the deadline for submitting ballots is next week.

مهلت ارسال آرا هفته آینده است.

many voters prefer to use electronic ballots.

بسیاری از رای دهندگان ترجیح می دهند از آرا الکترونیکی استفاده کنند.

the ballots were printed in multiple languages.

این برگه‌های رأی به چندین زبان چاپ شده‌اند.

ballots can be cast at designated polling places.

می‌توان آرا را در مکان‌های رای گیری تعیین شده انداخت.

she was excited to receive her ballots in the mail.

او از دریافت آرا خود در پست هیجان زده بود.

ballots should be anonymous to ensure privacy.

برای حفظ حریم خصوصی، آرا باید ناشناس باشند.

the results of the ballots will be announced tomorrow.

نتایج انتخابات فردا اعلام خواهد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید