banalization

[ایالات متحده]/bəˈnælɪˌzeɪʃən/
[بریتانیا]/bæˈnæləˌzeɪʃən/

ترجمه

n. فرآیند کسل‌کننده، قابل پیش‌بینی یا فاقد اصالت شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

banalization of language

اَمل‌گري زبان

resistance to banalization

مقاومت در برابر اَمل‌گري

process of banalization

فرآیند اَمل‌گري

fear of banalization

ترس از اَمل‌گري

banalization in media

اَمل‌گري در رسانه

effects of banalization

اثرات اَمل‌گري

combatting banalization

مقابله با اَمل‌گري

جملات نمونه

the banalization of art can lead to a loss of creativity.

ساده‌سازی هنر می‌تواند منجر به از دست دادن خلاقیت شود.

critics argue that the banalization of culture is a serious issue.

منتقدان استدلال می‌کنند که ساده‌سازی فرهنگ یک مسئله جدی است.

banalization often occurs when unique ideas are overexposed.

ساده‌سازی اغلب زمانی رخ می‌دهد که ایده‌های منحصر به فرد بیش از حد در معرض دید قرار می‌گیرند.

we must resist the banalization of important social issues.

ما باید در برابر ساده‌سازی مسائل اجتماعی مهم مقاومت کنیم.

the banalization of language can undermine effective communication.

ساده‌سازی زبان می‌تواند ارتباط موثر را تضعیف کند.

many feel that the banalization of television has diminished its quality.

بسیاری احساس می‌کنند که ساده‌سازی تلویزیون کیفیت آن را کاهش داده است.

in literature, banalization can make stories less engaging.

در ادبیات، ساده‌سازی می‌تواند داستان‌ها را کمتر جذاب کند.

the banalization of fashion trends can lead to a lack of originality.

ساده‌سازی روند مد می‌تواند منجر به فقدان اصالت شود.

some believe that the banalization of politics has alienated voters.

برخی معتقدند که ساده‌سازی سیاست‌ها رای‌دهندگان را بیگانه کرده است.

social media contributes to the banalization of significant events.

شبکه‌های اجتماعی به ساده‌سازی رویدادهای مهم کمک می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید