bandannas

[ایالات متحده]/bænˈænəz/
[بریتانیا]/bæˈnɑːnəz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تکه مربع پارچه که دور سر یا گردن پوشیده می‌شود، معمولاً با الگوی رنگارنگ روشن

جملات نمونه

he wore a couple of colorful bandannas around his neck.

او چند دستمال گردن رنگارنگ به دور گردنش بست.

bandannas can be used as a fashion statement.

می‌توان از دستمال گردن به عنوان یک بیانیه مد استفاده کرد.

she tied her hair back with a bandanna.

او موهایش را با یک دستمال گردن بست.

during the hike, they wore bandannas to protect themselves from the sun.

در طول پیاده‌روی، آن‌ها دستمال گردن پوشیدند تا از خود در برابر آفتاب محافظت کنند.

he collects vintage bandannas from different cultures.

او دستمال‌های گردن قدیمی از فرهنگ‌های مختلف جمع‌آوری می‌کند.

bandannas are often used in outdoor activities.

دستمال‌های گردن اغلب در فعالیت‌های فضای باز استفاده می‌شوند.

she gifted him a set of bandannas for his birthday.

او به عنوان هدیه تولد، مجموعه‌ای از دستمال گردن به او داد.

they wore matching bandannas for the charity event.

آن‌ها برای رویداد خیریه، دستمال‌های گردن مشابه پوشیدند.

bandannas can be versatile accessories.

دستمال‌های گردن می‌توانند لوازم جانبی متنوعی باشند.

he prefers to wear bandannas instead of hats.

او ترجیح می‌دهد به جای کلاه، دستمال گردن بپوشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید