bandies

[ایالات متحده]/ˈbændiːz/
[بریتانیا]/ˈbændɪz/

ترجمه

n. بحث کردن، رد و بدل کردن کلمات؛ شایعات یا اطلاعات را به طور غیررسمی پخش کردن
v. بحث کردن، رد و بدل کردن کلمات؛ شایعات یا اطلاعات را به طور غیررسمی پخش کردن

عبارات و ترکیب‌ها

bandies about

در مورد بحث کردن

bandies words

بحث کردن در مورد کلمات

bandies ideas

بحث کردن در مورد ایده ها

جملات نمونه

they often bandies about ideas for the new project.

آنها اغلب ایده‌هایی برای پروژه جدید مطرح می‌کنند.

in meetings, she bandies opinions with her colleagues.

در جلسات، او با همکاران خود نظرات را مطرح می‌کند.

he likes to bandies jokes to lighten the mood.

او دوست دارد برای تلطیف فضا شوخی مطرح کند.

during the discussion, they bandies facts and figures.

در طول بحث، آنها حقایق و ارقام را مطرح می‌کنند.

she bandies compliments to motivate her team.

او برای ایجاد انگیزه در تیم خود تعارفات را مطرح می‌کند.

they bandies rumors about the upcoming event.

آنها شایعاتی در مورد رویداد آینده مطرح می‌کنند.

he often bandies his travel stories with friends.

او اغلب داستان‌های سفر خود را با دوستانش مطرح می‌کند.

in the classroom, students bandies their thoughts freely.

در کلاس درس، دانش آموزان آزادانه افکار خود را مطرح می‌کنند.

they bandies strategies to improve their performance.

آنها استراتژی‌هایی برای بهبود عملکرد خود مطرح می‌کنند.

she bandies around the idea of starting a new club.

او ایده راه‌اندازی یک باشگاه جدید مطرح می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید