wands

[ایالات متحده]/wɒndz/
[بریتانیا]/wɑndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چوب جادوگری; میله یا عصایی که برای مقاصد جادویی استفاده می‌شود; نماد اقتدار یا کنترل

عبارات و ترکیب‌ها

magic wands

چوب‌های جادویی

wizard wands

چوب‌های جادوگر

fairy wands

چوب‌های پری

toy wands

چوب‌های اسباب‌بازی

light wands

چوب‌های نورانی

power wands

چوب‌های قدرتمند

glowing wands

چوب‌های درخشان

decorative wands

چوب‌های تزئینی

enchanted wands

چوب‌های افسون‌شده

ceremonial wands

چوب‌های مراسمی

جملات نمونه

the magician waved his wands to perform a trick.

جادوگر برای اجرای یک شعبده، عصای جادویی خود را تکان داد.

children love to play with colorful wands.

کودکان عاشق بازی با عصاهای رنگارنگ هستند.

she used her wands to create beautiful sparkles.

او از عصای جادویی خود برای ایجاد جرقه‌های زیبا استفاده کرد.

in the fairy tale, the princess had magical wands.

در داستان افسانه‌ای، شاهدخت عصای جادویی داشت.

wands are often associated with wizards and witches.

عصاها اغلب با جادوگران و ساحره ها مرتبط هستند.

he collected wands from different cultures.

او عصاها را از فرهنگ‌های مختلف جمع‌آوری کرد.

the store sells various types of wands for magic shows.

فروشگاه انواع عصاها را برای نمایش‌های جادویی می‌فروشد.

she decorated her wands with glitter and ribbons.

او عصای جادویی خود را با اکلیل و روبان تزئین کرد.

wands can be made from different materials like wood or plastic.

عصاها را می‌توان از مواد مختلف مانند چوب یا پلاستیک ساخت.

during the performance, the magician's wands seemed to come alive.

در طول اجرا، عصای جادویی جادوگر زنده به نظر می‌رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید