bandying

[ایالات متحده]/ˈbændiɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbænˌdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با کسی بحث یا جدل کردن، اغلب به روشی جزئی یا بی‌اهمیت؛ شایعات یا اطلاعات را به طور غیررسمی و بدون فکر زیاد پخش کردن

عبارات و ترکیب‌ها

bandying about words

بازی با کلمات

stop bandying insults

توقف تبادل توهین

bandying terms loosely

استفاده آزادانه از اصطلاحات

bandying political influence

تبادل نفوذ سیاسی

جملات نمونه

they were bandying about ideas for the new project.

آنها در مورد ایده‌های جدید پروژه صحبت می‌کردند.

the children were bandying words during the game.

کودکان در حین بازی کلمات را مطرح می‌کردند.

we spent the afternoon bandying jokes and stories.

ما بعد از ظهر را با شوخی و داستان‌گویی گذراندیم.

bandying compliments can be a fun way to socialize.

تعارف کردن می‌تواند راه سرگرم‌کننده‌ای برای معاشرت باشد.

they were bandying opinions on the latest news.

آنها در مورد آخرین اخبار نظرات خود را مطرح می‌کردند.

bandying phrases like "best in the business" can be misleading.

استفاده از عباراتی مانند "بهترین در این زمینه" می‌تواند گمراه‌کننده باشد.

during the meeting, they were bandying figures back and forth.

در طول جلسه، آنها اعداد را این‌طرف و آن‌طرف مطرح می‌کردند.

he enjoys bandying ideas with his colleagues.

او از مطرح کردن ایده‌ها با همکارانش لذت می‌برد.

they were bandying about possible solutions to the problem.

آنها در مورد راه‌حل‌های احتمالی برای مشکل صحبت می‌کردند.

she found herself bandying with her friends over trivial matters.

او متوجه شد که با دوستانش در مورد مسائل جزئی بحث می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید