bannerets

[ایالات متحده]/ˈbænərɛt/
[بریتانیا]/ˈbænəˌrɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بنر یا پرچم کوچک؛ یک افسر که در قرون وسطی پرچم را حمل می‌کرد.

عبارات و ترکیب‌ها

banneret of distinction

نشان افتخار

جملات نمونه

the banneret led his troops into battle.

رهبر پرچم‌دار، سربازان خود را به جنگ هدایت کرد.

each banneret was responsible for their own knights.

هر رهبر پرچم‌دار مسئول شوالیه‌های خود بود.

the banneret displayed his colors proudly.

رهبر پرچم‌دار با افتخار رنگ‌های خود را به نمایش گذاشت.

in medieval times, a banneret was a noble rank.

در دوران قرون وسطی، رهبر پرچم‌دار یک رتبه اشرافی بود.

the banneret called for a council to discuss strategy.

رهبر پرچم‌دار خواستار تشکیل جلسه‌ای برای بحث در مورد استراتژی شد.

he was appointed as a banneret after his bravery.

او پس از شجاعت خود به عنوان رهبر پرچم‌دار منصوب شد.

the banneret's estate was vast and prosperous.

املاک رهبر پرچم‌دار وسیع و مرفه بود.

many bannerets participated in the tournament.

بسیاری از رهبران پرچم‌دار در مسابقه شرکت کردند.

as a banneret, he had the right to bear arms.

به عنوان رهبر پرچم‌دار، حق حمل اسلحه را داشت.

the banneret rallied his forces for the upcoming campaign.

رهبر پرچم‌دار نیروهای خود را برای کمپین پیش رو جمع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید